محمد بن حسين البيهقي

1100

تاريخ بيهقى ( فارسي )

و من كه اين تاريخ پيش گرفته‌ام ، التزام اين قدر بكرده‌ام تا آنچه نويسم يا از معاينهء من است يا از سماع درست از مردى ثقه . و پيش ازين [ به ] مدّتى دراز كتابى ديدم بخطّ استاد ابو ريحان 1 و او مردى بود در ادب و فضل و هندسه و فلسفه كه در عصر او چنو ديگرى نبود و به گزاف 2 چيزى ننوشتى و اين دراز از آن دادم 3 تا مقرّر گردد كه من درين تاريخ چون احتياط مىكنم ، و هر چند اين قوم كه من سخن ايشان ميرانم ، بيشتر رفته‌اند و سخت اندكى مانده‌اند و راست چنان است كه بو تمّام 4 گفته است ، شعر : ثمّ انقضت تلك السّنون و اهلها * و كانّها و كانّهم احلام 5 مرا چاره نيست از تمام كردن اين كتاب تا نام اين بزرگان بدان زنده ماند و نيز از من يادگارى ماند كه پس از ما اين تاريخ بخوانند و مقرّر گردد حال بزرگى اين خاندان كه هميشه باد . و [ در ] اين اخبار خوارزم چنان صواب ديدم كه بر سر تاريخ مأمونيان شوم ، چنان كه از استاد ابو ريحان تعليق 6 داشتم ، كه بازنموده است كه سبب زوال دولت ايشان چه بوده است و در دولت محمودى چون پيوست 7 آن ولايت و امير ماضى ، رضى اللّه عنه ، آنجا كدام وقت رفت و آن مملكت زير فرمان وى بر چه جمله شد و حاجب آلتونتاش را آنجا بايستانيد و خود بازگشت و حالها پس از آن بر چه جمله رفت تا آنگاه كه پسر آلتونتاش هارون بخوارزم عاصى شد و راه خائنان گرفت و خاندان آلتونتاش بخوارزم برافتاد ، كه درين اخبار فوائد و عجائب بسيار است ، چنان كه خوانندگان و شنوندگان را از آن بسيار بيدارى و فوائد حاصل شود . و توفيق خواهم از ايزد ، عزّ ذكره ، بر تمام كردن اين تصنيف ، انّه سبحانه خير موفّق و معين 8 . حكايت خوارزمشاه ابو العبّاس چنين نبشت بو ريحان در مشاهير خوارزم كه « خوارزمشاه بو العبّاس 9 مأمون بن مأمون ، رحمة اللّه عليه ، بازپسين 10 اميرى بود كه خاندان پس از گذشتن او برافتاد و دولت مأمونيان به پايان رسيد . و او مردى بود فاضل و شهم 11 و كارى و در كارها سخت مثبت 12 . و چنان كه وى را اخلاق ستوده بود ناستوده نيز بود ، و اين از آن مىگويم تا مقرّر گردد كه ميل و محابا 13 نمىكنم ، كه گفته‌اند : انّما الحكم فى امثال هذه الأمور على